جوجه جان جوجه جان ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه سن داره

🐥🐣جوجو ی من🐣🐤

79-سفر نامه ی ۲ - تصویری

1392/4/21 18:14
نویسنده : 💚رستا💙
2,285 بازدید
اشتراک گذاری

زمان رفتن - فرودگاه زیبای امام

خرید اینترنتی

 

هواپیمای اولی

خرید اینترنتی

 

طلوع خورشید در هواپیما

 

خرید اینترنتی

 

 

خرید اینترنتی

 

ghaza  یا مرغ بود یا بیف

 

خرید اینترنتی

 

رسیدن به ترکیه ، فرودگاه آتاتورک /ترانزیت اول

 

خرید اینترنتی

 

 

 

خرید اینترنتی

 

 

خرید اینترنتی

 

 

خرید اینترنتی

 عکس مارتیا در ادامه مطلب
بازدید فراموش نشه

هواپیمای دوم

 

خرید اینترنتی

 

 

خرید اینترنتی

 

 

 

خرید اینترنتی

 

 

 

خرید اینترنتی

 

 

خرید اینترنتی

 

 

غذای دومی که اصلا نتونستم لب بزنم (حالم یکم بد شده بود)

خرید اینترنتی

خیللللی ببخشید / گلاب به روی همه / رفیق شفیق من در پرواز دوم !

خرید اینترنتی

بالاخره رسیدم/ هورررررررررررررررررررررااااااااااا

 

خرید اینترنتی

 

 ناااااااااز پسر مامان ، martiya  جون

 

خرید اینترنتی

 داریم میریم خونه

خرید اینترنتی

 

خرید اینترنتی

 

 خوش اومدین مادر و پسر

 

خرید اینترنتی

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (41)

نیلوفر
21 تیر 92 18:16
به به سلام رستا خانوووم
کم پیدا شدی؟؟؟
دلم آب شد غذاها رو دیدم...حسابی خسته شدیا...
آخی قربون مارتیا کوچولوبرم،چه بزرگ شده


سلام نیلوفر جون
حق داری اینو بگی
اینجا ی مدته حراج تابستونی بود
ما هم که کرم خرید
اما میرسیم خدمتتون حتما
SaYa
21 تیر 92 19:14
سلام عزیزم جون دلم؟فقط نفهمیدم کجا بیام
SaYa
21 تیر 92 19:16
azizam mn alan oonjam to rafti?
majede
21 تیر 92 21:48
به به سلام به روی ماه رستا جونم و گلپسر نازش مارتیاااا
خوبی رستا جونم؟نبودی نگران شدم قربونت برمممممممممممم
عکسات که مثل همیشههههههه عااااااااالی ولی من از عکس مارتیا بیشتر از همه خوشم اومد
الهی قربونش برم مـــــــــــــــــــــــــن
خلاصه که خیلی مراقب خودتون باش...
امیدوارم همیشه شاد باشین و بخندین عزیزدلم...
منتظرت هستممممممممممم


سلام ماجده جون
فدات بشم من خوبی؟
خدا نکنه شما قربونش بری عزیزم....
چشم خانومی ممنون که به فکرمونی
ممنونم ایشالله هه ی مردم طعم شادی رو تو زندگیشون بچشن
بعضی ها هم که شدید محتاج ی زره شادین
اره دیدی پسلمو؟ پس بزرگ شده بود؟
نمیدونی چه کیفی میکرد تو هواپیما
شما عزیز دله مایییییییییی
majede
21 تیر 92 23:32
اره عزیزمممممممم...
ماشالله بزرگ شده
اره امیدوارم همه شاد باش تو زندگیشوووون +شماااااااااا


ایشاله و مرسی مهربونممممممممم
متین من
22 تیر 92 1:32
سلام رستا جون خودت تو عکسا نبودی چرا ؟؟؟؟
رستا جون چطوری از طلوع خورشید بیرون از هواپیما عکس گرفتی ؟؟؟؟
همیشه شاد باشی وسلامت


سلام سامانه جون
بابت تاخیر معذرت
عزیزه دلم منظره ی طلو خورشید رو از داخل هواپیما و درست پشت پنجره گرفتم!
اما خوب قبول دارم که خیلی خوب افتاده
آخه امکان نداره که از بیرون هواپیما بتونم عکس بگیرم
دیگه اینکه عکس خودم تو ادامه مطلب بود
چطور ندیدیش؟؟؟؟
مامان امیر حسین
22 تیر 92 1:43
به به حسابی داره بهتون خوش میگذره ها.همیشه به خوشی و شادی.


مرسی عزیزه دلم ،
بدک نیست ، والا این ماه های آخر یکمی دیییییییییییییر میگذره
مامان هدیه
22 تیر 92 1:53
به به به سلامتی رفتینو رسیدین پیش همسری
خوشحالم برات ولی دلم برات تنگ شده انگاری از پیشمون رفتی
ایشالا که همیشه شاد و خوشبخت باشی


بله دیگه
مامانی هدیه ی خوشگلم باور کن به جونه مارتیام دلم برای تک تکتون و الالخصوص شما ی زره شده بود اما مدتی بود که اصلا وقت نمیشد بیاااااااام
علاوه بر اون تنبلی رو هم حساااااااااااااب کن
مهری
22 تیر 92 8:12
فکر کنم دیگه وقت دامادیش شده


مامان آوش و آویسا(بشرا)
22 تیر 92 9:35
عزیزم خیلی از شوقت واسه عکس گرفتن خوشم اومد و بیشتر از همه از عکس خودت و مارتیا جووووون عزیزم الهی همیشه دور هم خوش باشید خیلی مراقب خودت باش راستی احتمالا ما چند ماه دیگه یه سفر به فرانسه داریم کاش میتونستم ببینمت


جداااااا ؟؟
ای کاش تاریخه دقیقش رو بهم بگی....
اگه مصادف با به دنیا اومدن مارتیا نباشه که به روی چشممون :خ
حتما در خدمتتون هستیم
منم که از خدامه این ۲قلوهای خوشگل مشگل رو ببینم
بهناز خانومی
22 تیر 92 10:03
ممنونم رستای عزیزم
همیشه شاد و سلامت باشی دوست گلمممممم
مرتین جونم خیلی دوستت داریم


مرسسسسسسسسسسی بهناز جووووووووووووون
مامان یگانه
22 تیر 92 10:40
رستا جونم سلام خوبی؟پسمل کوچولو چطوره؟ماشالله چقدر بزرگ شده.دلمون براش تنگ شده بود.انشالله خوش وخرم باشید سه تایی کنار هم.زود زود بیا آپ کن.فدات


سلام فرزانه جون
قربونت بررررررم من
واقعا بزرگ شده؟
والا ما که هر روز میبینمش به نظرمون هیچ فرقی نکرده
مامان امیر مهدی (سوده)
22 تیر 92 10:41
سلام عزیزم من لینکتون کردم با اجازه اگه دوست داشتید به منم رمز بدید


azizam adresetun???
مریم
22 تیر 92 12:09
سلام. خوبی عزیزم؟
من مریم نصیری 28 سالمه از اصفهان. دبیر فیزیکم
منم ازدواجم مثل شما ماجراها داشته و با همسرم در دانشگاه تهران آشنا شدیم و5 سال پیش ازدواج دانشجویی کردیم.
منم باردارم و 10 هفته و 4 روزمه.
تو این یه هفته ای که وبلاگتو پیدا کرده ام و می خونم دل تو دلم نیست تا مطالب رمزدارتم بخونم
برات مقدوره که به منم رمز بدی؟
در هرحال برات آرزوی سلامتی و خوشبختی میکنم


سلام مریمجون خیلی خوشحال شدم از آشناییت عزیزه دلم
ایشالله که شما هم خوشبخت باشید
واااااای گوووگوووولی
پس شما هم مامانی شدی
تبریییییییییییک
ایشالله نینی ناااااااااز به سلمتی بزرگ شه و به این دنیا بیاد
راستی خانومی شما که آدرسی از خودت نزاشتی؟
بازم بیا و ی آدرس بده
منتظرتونیم
ز طرف :مامانی و مارتیاااااااااا
آهو
22 تیر 92 12:27
سلام عزیزم قربونت برم کم پیدایی خوش میگذره عزیزم تمام پستهاتو میخونم خیلی عالیه منم ازت رمز خواسته بودم ندادی؟ من همونم که 21 سالمه یدخمل 6 ماهه دارم



عزیزم قبلش ی سوالی دارم آهو جونم
میشه بپرسم شما از کدوم شهری و آدرست رو هم دوباره لطف میکنی؟
مرسسسسسسسسسسسی
ببخشید دارم آلزایمر میگیرم
عاطفه
22 تیر 92 12:47
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

انشاالله همیشه شاد باشید
ماشاالله پسملی بزرگ شده


سلااااااااااام به روی ماه عاطفه خانومی
بله دیگه بچه ها بزرگ میشن ماها پیر!

اسماء ஜ مامانه فسقل ஜ
22 تیر 92 17:45
خب خداروشکر سالمو صحیح رسیدی عزیزم
موفق باشی خانمی تنت سلامت با گل پسرت


ببخشید خانوووووم کی میشه ما خفر بارداری شمارو بشنفیم؟اه؟
از طرف کلاه قرمزی یادته که؟
مرسی اسماء جون ممنونم که به یادمونی هنوز
مامان حسنا
22 تیر 92 18:20
سلام رستا جون سفرها بیخطر...
منتظر بقیه عکسها هستم


سلام به روی ماهت و چشمون سیاه و خوشگل گل دخترت
مرسی عزیزم
دیگه عکس ها همینا بود دیگه
fateme
22 تیر 92 18:24
وااااااااي قلبون اون مارتيابسم كه اينقدبزرگ شدهعزيزززززم چقدخوشحالم كه اون ورداره بهت خوش ميگذرهمواظب خودتومارتياجونـــــم باش.راستي رستايي منتظرعكس وخبراي جديداين جوجه خوكشليم هاااارستادلت ميااين وب روحذف كني؟؟؟نه نكن خواهش ميكنم......


به به فاطمه خانووم......
از اینوراااا
یاد ما فقیر فقرا کردی
خدا نکنه عزیزم
گفتم که عزیزم به افتخار سایا جون تصمیم گرفتم چند ماه به تعویق بندازم تا شما هم بتونین عکس جوجمو ببینین
SaYa
22 تیر 92 22:46
سلام عزیززززززززم خوبی؟اومدم دیدم نظر نزاشتم واسه این پستت
خوبی؟چه خبر؟داماد گلم چطوره؟ربونش برم که چقدر ذوق عکسشو کردم عزیززززززم♥یه سفرنامه خوشگل تصویری که کلی ذوق عکساتو کردم
مواظب خودت خیلی بااااااااش


سلاااااااااااااااااااام عشقممممممممممممممم
خووووووووبی؟
الاهی قررررررررررررررررربونت بررررررررررم من
مرسی سایا جون نازنین
ایشالله زمان جوجوی خوشگلتو جبران کنیم
مامان عاطفه
22 تیر 92 22:53
سلام عزیز دلم.خوبید؟خوش میگذره؟
نفس خاله چطوره فداش بشم.
ما اومدیم مشهد و منتظر 27تیر هستیم تا امیررضام بیاد توآغوشم...............
مراقب خودت باش،من دیگه نمیتونم نت بیام.بخاطر ورمی که دارم تا تولد امیررضا دیگه نمیام.



سلام مامانی
پس هنوز امیررضا جونم نیمده
ایشالله به سلامتی زایمان کنی
واستون دعا میکنم
مراقب خودتون باشید
SaYa
23 تیر 92 1:35
عزززززززززززززیزم سلام خوبی قربونت برم؟واقعا بابت کامنت پر از انرژیت ممنونم گلم...خیلی بهم روحیه داد و واقعا ممنونتم یه دنیا
خوشحالم تو این دنیایی که بازم بدی آدمارو داره به یدک میکشه دوستای خوبی مثل تو پیدا کردم و من همیشه عاشق اون کامنتای طولانی و حرفای مثبتتم که روحیمو 10برابر عوض میکنه....دعای خودتو خوندی عزیزم؟منظورم ادامه مطالبه....من برات بهترینارو آرزو دارم و وزخ ا میخوام که مارتیای عزیزمون بسلامت بدنیا بیاد و خودت وااااقعا زایمان راحتی داشته باشی عزیززززززم و اینکه قدم مارتیا جونم پر از خیر و برکت برات باشه و خودتم درستو به بهترین شکل ممکن ادامه بدی عزیزم و اینکه همیشه موفق باشی....ایشالله خدا سایه مامان و بابی گلت همیشه واست نگه داره
میدونم که واقعا برات زحمت کشیدن خیلی خیلی زیاااااااااد
دوست دارم عزیزم و مواظب خودتم خیلی باش♥


تورو خداااااااااااااا ساااایااااااا این چه حرفه که میزنی عزیزم ....نیازی به این همه تشکر نیست ، من از هر کسی که خوشم بیاد بی پرده ابراز میکنم و میگم که عاشق نوشته هاتم
آره خوندمشون ، کللللللللللللللی هم ذوق کردم ، مرسسسسسسسسسی بهترین هدیه ای بود که این چند وقته گرفتم
دیگه مارتیا هم خاله سایاش یا بهتر بگم مادر خانومش رو شناخته و تا بهش میگم ی کامنت از طرف سایا کلی جفتک میندازه و وول میخوره و خودش رو به در و دیوار بیچاره ی دله ما میکوبه
خلاصه ی کلام که همه ی ما دوسسسسسسسسسسسست داریم نازنین
مامان ازاده
23 تیر 92 2:07
رستا جان ماشالا شیمکت اومده جلو دیگه-شیمک منم اندازه خودته شایدم بزرگتر



آره دیگه
به قوله شوشوی تو داریم عین خوده زیبر میشیم کم کم
دیگه هر جا میریم داد میزنه که حامله ایم
samira
23 تیر 92 3:06
salam rasta joni khobi safar be salamat kheili khoshhal shodam ke rafti pish sho sho akhe kho bet kheili dost dashti rasti alan onja sakhtet nist hala ke be arezot residi? rasti slaw bgayana wa sho sho gharar bod dige kordi be harfam ba hat ama hatman midi sho sho barat tarjome kone ke dige faydeh nadare
age iran mimondi hesabi az khejalatet darmiomadam


به به سمیرااااااا خانوم
بله دیگه ، دیگه نمیتونی از اون ترفندهای قدیمی استفاده کنی
پادزهرش اینجاست
اتفاقا خیلی هم اینجا با شوشو خوش میگذره
صبح تا شب اون سرش تو کتابه من تو لپ تاپ
اتفاقا بیشتر به خاطر تو بود که رفتم
بوووووووووس
مامان بهاره جون
23 تیر 92 4:47
سلام رستاجون مارتياجون خوب ايشالله كه هميشه شادوسلامت دركنارهم زندگي خوب وبانشاطي داشته باشيد ومارتياگلي هرچه زودتربيادبغلت
اين هاواسه مارتياجون


سلام عزیزه دلم ،
بهاره ی نازنینم چطوره؟
مرسی خانومی ، واقعا شرمندمون میکنی با محبت هات عزیزم
ایشالللللللللاااااا
آهو
23 تیر 92 9:25
سلام عزیزم خوبی مارتیا جونی خوبه من از تبریزم آدرسم همون ایمیلمه دیگه
دو تا ♥♥
23 تیر 92 16:58
عزیزم ایشالا نی نی ات سالم به دنیا بیاد.
منم لینکت کردم


مرسی عزیزه دلممممممممممم
majede
23 تیر 92 17:35
توی اخرین مطلب وبم...یه قسمت مربوط به تو و مارتیاس...اگه وقت کردی بخون دوستم


رفتم دیدم
عالی بود عزیزم
مرسسسسسسسسسسسی ماجده جووووووون
یک دنیا بوس و بغل برای دله مهربون خانومی
samira
23 تیر 92 19:20
ای بدجنسدستم از پشت بستی. حالا دیگه به خودم افتخار میکنم میدونی چرا ؟...... آخه بانیه یه امر خیر شدم و تورو به شوهرت رسوندم خوبه خدا رو شکر ایشاالله همیشه خوش بهتون بگذره تو این دنیا
عزیزم امیدوارم تو زندگیتون شاد باشید و خوشبخت و هرچه زودتر مارتیا جونو ( راستی اسم خوشکلتونم مبارک) تو بغلتون شادو سلامت بگیرید


ماجرای تورو واسه زانیار تعریف کردم ،
میگه دختر geneh ruuuuuuuuuuuuuuuu
بله دیگه جانم ، باید هم افتخار بکنی
مرسی سمیرا جون از دعاهای قشنگت
منم همین آرزوهارو برای تو و خونوادت دارم عزیز دلم
به خدا خیلی هم دوسسسست دارم
تو دلت هیچی نیست
نبودی این چند وقت دلم واست تنگیده بود
samira
23 تیر 92 19:24

اینارو یادم رفت


آااااااخی
مرسی تو خودت گلییییی قربونت برررررررررررررررررررررم
سودابه
24 تیر 92 11:02
وای شیکمو نگاه............جانم...
یاسمن
24 تیر 92 12:47
سلام رستا جون وای که چه عالی عکسات حسابی مارو باهات هم سفر کرد عکس مارتیا عالی بود خدا نگه دارس باشه مرسی به ما سر زدی تند تند اپ تصویری بزار من خوشم میاد
مامی محمدمهدی
24 تیر 92 14:46
عزیزم این پستت هم مثل پستای دیگت خیلی زیبا و جذاب بود
مامان یاسمن و محمد پارسا
24 تیر 92 18:45
خوش باشی عزیزم
samira
24 تیر 92 19:29
merc azizam babate harfaye ghashanget injam mese neveshte haye zibaye vebet neveshti nazare lotfete azizam modati ke nabodi hamishe sar mizadam vebet mididam up nakardi bi hal mibastam safharo
sar zadanaye modavem dalilesh chie?
agha zaniar goftan dokhtare chi ?
gen?
(راستی فیسبوک اگه داری و دوست داری بگو تا دوست شیم) این فارسی رو حذف کن موقه ی تایید


عزیزم من نه اهل ریا و دورویم نه تظاهر....
از ته دلم بود....
میدونم که شما به ما خیلی ارادت داری قربان
زانیار به کردی گفت دختر گنه رو
(اگه تلفظش رو چپندر قیچی ننوشته باشم ، آخه میدونی زبان کردی زبون بسی سخت میباشد!)
عزیزم این پست نظراش بدون دخالت من تایید میشد ....
sorry
من خیلی وقته سی میکنم دیگه از FB استفاده نکنم
به احترام بعضی ها که ازم خاهش کردن.....
samira
26 تیر 92 3:43
عزیزم تو و شوشوت سختش کردین چند برابربازم منظور شوشو رو نفهمیدم اکه میشه به فارسی ترجمش کن راستی شوشو مال کدوم شهر کرد نشینه؟ اکی به سلامت میدونم عزیزم دل به دل راه داره
samira
22 مرداد 92 3:23
چرا جوابمو ندادی ؟
مامان امیر مهدی (سوده)
22 مرداد 92 11:28
amirmahdim.niniweblog.com سلام عزیزممممم ادرسمو براتون گذاشتم اگه ممکنه به منم رمز بدین
هليا
11 شهریور 92 10:04
واااى خدا تو خععععععلي باهالى دوستم
دلارام
3 دی 92 22:46
سلام رستا جونی از همه چی عکس گذاشتی الا خودت و زانیار خشگله